لوور وجود داشت، ولي در زمان شارل پنجم و ششم (1364 ـ 1422)، باغوحش اصلي در بخش ديگري از پاريس، يعني در هتل سنپل بود. پاپهاي آوينيون به همچشمي با شاهان برخاستند. يوحناي بيست و دوم (پاپ 1316 ـ 1334)، باغهاي خود را به طاووس سفيد آراست و يك باغوحش حقيقي درست كرد. در سال 1324 به پيشكارش دستور داد قفس بزرگي براي خرسها و قفسهاي ديگري براي شير و شترمرغ فراهم كند. چند سال بعد، يك شتر و يك گوزن اضافه شده بود. اين جانوران الهامبخش هنرمنداني شدند كه به آرايش قصر و كليساهاي آوينيون اشتغال داشتند. در سال 1335 بنديكتيوس دوازدهم شير تازهاي را از سيسيل سفارش داد. كلمنس ششم (1342 ـ 1352)، طوطي و ساير پرندگان كمياب داشت. در سال 1384 كلمنس هفتم كه علاقهاي به پرندگان نداشت، آنها را به دوك بورگوندي داد و سبب شد تا تمام باغوحش به قلعهٴ سورگ1 انتقال يابد و تنها يك شير را در شهر نگاه داشت. علاوهبر باغوحشهايي كه توسط شاهزادگان فئودال نگهداري ميشد، انواع شهري هم وجود داشت. مثلاً، برتران بُواسّه ميگويد كه شهر آرل براي خودش شيري داشت. يك روز نبردي را ميانِ اين شير و يك قوچ ترتيب دادند، كه قوچ پيروز شد! البته تصور روشني از شير آرل به ما نميدهد.... برُون (ص 227، 1928)، كه اين حكايات را از او نقل كردهايم، ميافزايد كه دوك بِري علاقهٴ زيادي به خرس و قو داشت و هرجا ميرفت خرسي با خود ميبرد. دوك بورگوندي آنقدر ميمون داشت كه از آنها به دوستانش هديه ميداد و يك پلنگ اهلي داشت كه در همه جا همراهش بود.
همين عادت در آلمان رواج داشت. در سال 1365 نوعي باغوحش در شونبرگ نزديك موريتسبرگ وجود داشت. در پايان قرن باغوحش ديگري در اشتوم، نزديك ماريانبورگ در پروس غربي، بهوجود آمده بود. اطلاعات مشخصي در اينباره در اسناد فرقهٴ توتوني (دوازدهم ـ
2) موجود است. در حواشي آن باغوحش يا پارك حيوانات، كه از ساير باغوحشهاي اروپاي باختري متفاوت بود، نمونههايي از Wisent ,Urochs ,Meerochs وجود داشت. دوتاي اولي اشاره به گاوميشهاي اروپايي است. ولي درمورد سومي بحثهاي زياد درگرفته و احتمالاً جانور نادري بوده است. مسئله به اين نتيجه ميرسد كه مروك همان گاو كوهاندار است. در اين صورت در سال 1407 هشت نمونه گاو كوهاندار در باغوحش اشتومر وجود داشت.
شايسته است در آثار جانورشناسي اين عصر، قصههاي جانوران را هم وارد كنيم، از قبيل قصههاي چك و قصههاي بيزانسي كه در فصل دهم ذكر كرديم. يكي از اين قصهها شعري است كه شوراي حيوانات را شرح ميدهد. گويا شورا در سال 1365 تشكيل شده و اين ممكن است تاريخ سرودن خود شعر باشد. اين قصههاي چك، يوناني و غيره را ميتوان با
قصههاي رنارد